تبلیغات
گذرگاه دیجیتال - تعقل: این چی می خواد. اه ه ه ه ه
چهارشنبه 27 دی 1385  03:01 ق.ظ
نوع مطلب: (درباره خودم ،) توسط: علیرضا

شاید واژه لیاقت بیانشو نداشته باشه ولی یه چیزی میگه دیگه بسه. من دائم در فرار از این ندا.

چی کار کنم میترسم. رسالت راهی سخت یا آسان نمی دانم٬ همین بس كه تلاش تا حد جان می خواهد و مرد كهن.

بعضی وقتاااا كه بهش فكر میكنم میگم انجام بدم یا نه مگه مرض دارم زندگی راحتمو بخاطره این ندا به باد بدم٬ دلمو بزنم به دریا برم با سخترین شرایط زندگی كنم! فقط بخاطره اینكه یه چیزی از درون اینو می خواد.

باور كنید نامرد انگار پارتیش خیلی كلفته٬ زندگیم هم داره به سمتش میریه همه چیز اگه پا ندم بد بختم میكنه.

چه كنم؟


  • آخرین ویرایش:-
نظرات()   
   
maryam
یکشنبه 15 بهمن 1385 07:02 ق.ظ
سلام من متن بالا روخوندم .یاد یه جمله از پاییلو افتادم . آدم به اونجایی كه قلب اش برای اونجا است تعلق داره و به سمت اون كشیده می شه .همین !
نرگسی
پنجشنبه 28 دی 1385 12:01 ب.ظ
ای وای چه اشتباهی كردم

فكر كردم منظورتون این كامنت بوده

منو ببخشید ... گیجی رو هم به بقیه حالاتم اضافه كنید

نرگسی
چهارشنبه 27 دی 1385 07:01 ق.ظ
سلام

بله ، باهاتون موافقم و سعی می كنم به توصیه ی گرانبهاتون عمل كنم ...

خیلی از حضورتون خوشحال شدم

ممنونم كه افتخار دادید

...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر