تبلیغات
گذرگاه دیجیتال - فرا رسیدن عید را چی بیگم؟
شنبه 12 اسفند 1385  03:03 ق.ظ
نوع مطلب: (درباره خودم ،) توسط: علیرضا

امروز ۱۱ اسفنده درسته؟ این یعنی چی؟ ها، اگه نمی دونی الان میگم. یعنی ۱۹ روز به عید. یعنی:

۱.  خرید عید. از البسه بگیر تا هرچی كه بشه گفت مربوط به عیده. در حد وسیع. خدا به داده مردا برسه، خوش به حاله زنا (این تیکه زنا رو نمی خواستم بگم ولی مارال خانوم جنگ رو شروع کرد Smiley)

۲.فرا رسیدن ماه مهمانی و مسافرت (البته نه از نوعه رمضون) و خرجای خرکی.(طرف فکر میکنه خونه باباش اومده٬ همچین چتر را بر سر صاحب خانه می پراکند که صاحبخانه می تراکند یعنی می تركد در اندازه دردناك. رجوع شود به خاطرات تلخ در این زمینه)

۳.بدتر از همه٬ موصیبته قضیه٬ هلاک سهراب٬ خونه تکونی. Smiley

اصلا ۲ تای اول رو بیخیله له. کی گفته باید دمه عید خونه تکونی کرد. اصلا کی گفته. بدبختی منم تنبل دارم بهش فکر میکنم این پائینم (قابل توجه یوگا کاران عزیز جامعه٬ آتیشی در چاکراه ۱ برپاست) داره می سوزه. ما مردا واقعا مظلومیم مثلا این یکی٬ آشغال. الان آقایون دلشون کباب شد میدونم. بابا کی گفته مرد باید آشغال ببره. اگه بدونم کاره کی بوده اونوقت ..بیب.بیــبــــــــــــــــ.(سانسور شد).

شما نمی دونید آخه. درك چی٬ نمی كنید. اصلا همه دردمندای اسلام و یهودیت و عجودیت٬ همه مردای دردمند عید همه خونه تكونی شده ها یكصدا با هم دستارو بیارید بالا٬ حالا:

(به حالت ندا و دعا) یا الله٬ یا حافظو یا نافظ٬ یا قالی شوئی٬ یا بند جیمفنگ از كار خونه.

بچه كه بودم موقعه رسیدن به جمع كردن سفره بنده گلاب به روتون تا پایان مراسم یه مدت 10 دقیقه در wc به سر میبردم تا كارها رو به اتمام رود و سپس با حالتی ناراحت از جاماندن از امر سفره شكایت میكردم كه چرا منتظر من نشدید و یه این ترتیب قضیه ماست مالی میشد. به نظرتون این یكی رو چقد تو WC منتظر بمونم؟

آقایون محترم میدونم سخته پس تسلیت منو بپذیرید و خدا بهتون دربرابر خرج خونه و باقیه قضایا صبر فراوان در حد ستاره های آسمان عطا فرماید.

بابا از دست این خانوما (دور از جون شما عزیزم با شما یكی نبودم٬ -زن ذلیلم خودتونید این یك تفاهمه دو طرفس- ) ما هم می خوایم از آرامش آخر سال لذت ببرید.


  • آخرین ویرایش:شنبه 12 اسفند 1385
نظرات()   
   
الهه
شنبه 12 اسفند 1385 11:03 ق.ظ
سلام
جالب انگیز ناك بود
كیماگر عشق و بیداری
شنبه 12 اسفند 1385 05:03 ق.ظ
با یاد حضرت دوست

سلام

كار پاكان را....
بهار
شنبه 12 اسفند 1385 01:03 ق.ظ
وبتون خیلی جالبه من كه خیلی خوشم اومد و باید بگم كه منم از خونه تكونی متنفرم
مارال
شنبه 12 اسفند 1385 07:03 ق.ظ
علیرضا جون فعلا آتش بس . تا دلتون بخواد ازتون كار بكشیم حالا فرصت برا جنگ هست . شایدهم سومی رو ما شروع كردیم . درمورد wc هم شرمنده این دیگه خیلی كهنه شده . دستمون برا مامانامون رو شده فكر كنم مبتكر این طرح داداشم بود كه اونم دیگه از رو رفت . ولی خدائیش نوشته هات خیلی باحالن . حس می كنم خودم نوشته ام . ادامه بده عزیز . اصلا باهات سر جنگ ندارم ((: من اهل گفتمانم .
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر