تبلیغات
گذرگاه دیجیتال - بعد از ۸ سال دوباره به اینجا آمدم و رفتم
جمعه 22 بهمن 1395  06:33 ب.ظ
نوع مطلب: (درباره خودم ،) توسط: علیرضا

خیلی اتفاقی امروز داشتم یکی از کتاب های قدیمم رو میخوندم. وسط کتاب یه کارت بود. یه بیزینس کارت ماله سال ۸۰. اولین کارتی که طراحی کردم برای کارم. داشتم به کارت و کارای که اون روزا میکردم فکر میکردم که یدفعه یادم افتاد بگردم ببینم تو اینترنت از گذشته چی از من پیدا میشه تا اینکه این وبلاگ رو پیدا کردم. جالبه اولین پستش برای ۱۲ ساله پیشه و آخرین پستش برای ۸ سال پیش.

وقتی مطالبشو میخوندم هم خندیدم، هم لذت بردم و هم خجالت کشیدم... تجربه جالبی بود.
نمی دونم کسی این صفحه رو دوباره میخونه یا نه ولی میخواستم بگم خیلی جالبه که تفکرات یک دهه قبلت رو میخونی. چی فکر میکردی و چی شدی. البته منظورم این نیست که چیزای که فکر میکردی نشده. نه اتفاقا چالبه میبینی چه مسیری رو پشت سر گذاشتی تا به این نقطه بررسی. 
میتونی ببینی چرا امروز به اینجا رسیدی و چه مسیر و افکاری رو پشت سر گذاشتی.

تجربه خیلی جالبی بود تا جایی که به ذهنم رسید این پست رو بعد ۸ سال و نیم ارسال کنم. اینقدر این تجربه برام جالب و پر از درس بود که به خودم گفتم چرا ذوباره ننویسم. میدونی خوندن این وبلاگ بعد ۸ سال بهم کمک کرد بهتر خودمو بشناسم. من بعد ۱۲-۸ سال کلی تغییر کردم ولی یه جاهایی هنوز عوض نشدم. اون جاهای که عوض نشدی خیلی جالبه. حتی یه پست پیدا کردم برای ۱۰ سال پیش که انگار دارم با خودم توی این دوران صحبت میکنم و جالبتر اینکه کلی درس جدید از خودم گرفتم. بهتر بگم از خودم واقعیم. 
منظورم از خود واقعیم این بود که بعد متوسط ۱۰ سال باید خیلی چیزام تغییر کنه ولی اون قسمت های اصیلی که تغییر نکرده خیلی به خودم واقعیم نزدیکه. حتی به این فکر کردم که اون ویژگی هارو عمیق تر بشناسم. حتما یه چیز با ارزشی توش هست که بعد این همه سال هنوز پا برجاست و حتما یه ارتباط خاصی با خود واقعیم داره.


شاید بنویسم...دوباره شاید...

پس نویس: برای ۱۰ سال دیگه مینویسم که امروز در ضمن ۲۲ بهمن هم هست :)))


نظرات()   
   
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.